المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
377
التنبيه والإشراف ( فارسي )
بود و پس از وى دو پسرش يوسف و حسن عهدهدار اين كار شدند . محمد بن ياقوت و پس از او آزاد شدهاش ذكى ، حاجبى وى داشتند . از جمله حوادث مهم دوران وى اين بود كه سليمان بن حسن قرمطى فرمانرواى بحرين از احسا براى تعرض بكاروان حج سال سيصد و بيست و سوم حركت كرد . حركت وى شش روز مانده از شوال بود و نهصد سوار و نهصد پياده همراه داشت . در جابريه سه منزلى احساء ، سپاه خود را دو نيمه كرد يك نيمه را به ابو عبد الله حسين بن على بن سنبر و معاذ كلابى سپرد كه به قصد راه مكه و دست اندازى بكاروان اول حج حركت كردند . قرمطى نيز رو بقادسيه نهاد تا قافلهء محمل را كه بسالارى لؤلؤ غلام متهشم حركت ميكرد بگيرد . ابن سنبر بروز هفدهم ذى قعدهء همانسال در ناحيهء زباله و عقبه بقافلهء خوارزميان و غيره حمله برد و شاذان و ابن حاتم و ديگر مردم قافله را به اسيرى گرفت و بسيار كس بكشت . بقيه فرارى شده سوى عذيب بازگشتند و نميدانستند كه قرمطى جلو آنهاست . لؤلؤ غلام متهشم با كاروان برفت و بروز چهارشنبه يازده روز مانده از ذى قعده همانسال در قادسيه به قرمطى برخورد و بجنگيد . تا زخم مكرر برداشت و يارانش فرارى شدند و او خويشتن را ميان كشتگان افكند و شبانه مخفيانه وارد كوفه شد و ابو طاهر همه قافله را تصرف كرد . فرو ريختن ستارگان بشب چهار شنبه كه حادثه بروز آن بود چنان شد كه در اسلام همانند نداشته بود . در اين وقت قرمطى از خفان بقادسيه ميرفت و فاصلهء اين دو محل شش ميل است . آنگاه قرمطى به قصد برخورد با فراريان ابن سنبر كه قصد كوفه داشتند بازگشت و در عذيب آنها را بديد . قره براى قافلهء خود امان خواست مالى بداد كه قافله را رها كرد و متعرض آن نشد و بباقيمانده حمله برد و بكشت و اسير گرفت و چندان مال و كالا بچنگ وى افتاد كه از اندازه بيرون بود .